خرید بک لینک
روزهای عجیبیه ،بعد ارتوپدی نگاهم به خیلی چیزها عوض شده ، هنوز به این فکر میکنم که حرف های رزیدنت درست بود یا حرف های من ؟ انگار قبول کردم حرف های اون درست بود، مشاوره های دروغ مینویسم ،شرح حال های رفع تکلیفی میگیرم و به حرف هر کسی گوش میکنم چون نمیخوام بحث کنم چون میدونم اگه بحث کنم دردسر میشه بنابراین میخوام کمتر کارکنم و راحت تر زندگی کنم دقیقا طبق نصیحت های برادرانه رزیدنت ! آخه با این همه اختلاف نظر و دعوا درگیری نصیحت برادرانه چی بود دیگه ! انصافا اوایل زیرکی اش بسیار برام جذاب بود اما بعدها حس کردم که همه رو احمق فرض میکنه ، برای همین دیگه حوصله اش رو نداشتم.

نمیدونم که علایق خودم که طراحی و خواندن و نوشتن هست رو کنار بزارم یا با همه تنگی وقت به زور یه تایمی براش بزارم و خودم رو از رسیدن به اونها محروم نکنم ، مسئله اینه که وقتی به چیزهایی که دوست دارم میرسم دیگه نمیتونم انگیزه ای برای پزشک شدن داشته باشم و کلا کیف و کتاب رو میندازم کنار !

برچسب: نویسنده: امیر فراهانی تاريخ: دوشنبه 29 بهمن 1397 ساعت: 1:32

صفحه بندی