باز هم دستیاری - تاریخ: 1405/6/20 ساعت: 7:55
با استاد صحبت میکردم، باز بحث رو کشوند به دستیاری، مثل همیشه، و باز هم همون تاکیدهای همیشگی، بخون، جمعش کن. نمیدونم چرا هر چند روز یک بار اطرافیانم به طور جدی در مورد درس خوندن بهم تذکر میده. میرم تو سایت سنجش، به تکمیل ظرفیت فکر میکنم، خیر همه چیزو بخورم و تکمیل ظرفیت شرکت کنم. نمیدونم چه بکنم. از ...
تجاوز - تاریخ: 1405/6/20 ساعت: 7:55
تجاوز میتونه هر حرف یا حرکت نابجایی باشه. وقتی تو در رابطه پزشک بیمار، حرف های نابجا میشنوی این یعنی تجاوز، یا حداقل هدف ازین کار میشه تجاوز، هر چند که من فقط نادیده میگیرم و دفاع نمیکنم از خودم، برای اینکه نمیخوام ذهنم بیش ازین درگیر شه. مریض سایکوتیک اومد از تپش قلب های دروغی اش شکایت میکنه، هی ای...
نمیدونم - تاریخ: 1405/6/20 ساعت: 7:55
نمیدونم چی خوبه چی بد.... مادرم دیگران رو نصیحت میکنه، میگه زندگی رو سخت نگیرین، مهم دختر و پسر هستن، بعد به حین کار دقیقا برعکسش عمل میکنه، موقع عمل میگه فلانی نمیشه، فلان نمیشه منم قبول دارم بعضی حرفاشو اما چرا به حرف دختر و پسر اصلا گوش نمیده، اگر من یه نظری بدم اصلا تاثیری رو نظر خودش نداره و در...
خر ما از کرگی دم نداشت - تاریخ: 1401/4/24 ساعت: 0:29
آقا این خر ما از کرگی دم نداشت.... در آستانه ی ۱۳ بدر ذهن من درگیر چه مسائلی هست... هعی از آدمها میترسم، میترسم اگه خودم با تفاوت ها کنار بیام، دیگری چنین رفتاری از خودش نشون نده و سر من بی کلاه بمونه. میترسم از دیگری
تصمیم - تاریخ: 1401/4/24 ساعت: 0:29
یه تصمیم جدید داره تو سرم میچرخه، نمیدونم درسته یا نه خدایا توکل میکنم به خودت
ازدواج - تاریخ: 1401/4/24 ساعت: 0:29
بالاخره بعد از بالا پایین های فراوان، طی چند ماه اخیر، شاهزاده با اسب سفید آمد و کاملا لاکچری عاشقم شد و عاشقش شدم، و رسما اعلام میکنم مزدوج شدم. با کسی که از همه نظر به من شباهت داره و خدا را هزاران بار شکر میکنم که چنین نعمتی را به من عطا کرد.
جنجال - تاریخ: 1400/5/31 ساعت: 2:36
از وقتی مراحل اداری برای دفاع رو شروع کردم, به ازای هر امضایی که میگیرم و فکر میکنم دیگه تموم شد, ی فرم دیگه بهم میدن که چندتا امضا میخواد, به ازای هر فرمی که تکمیل میکنم و با هزار بدبختی وسط کرونا امضا جمع میکنم, چند تا فرم بهم میدن! ی زنجیره عجیبیه , الان حس میکنم این فرمی که چهارتا امضا میخواد اخ...
عاشورا - تاریخ: 1400/5/31 ساعت: 2:36
تو اورژانس امام رسم بود رزیدنتا باهات دوست میشدن, اگه خیلی خوب تحت امرشون بودی, سعی میکردن یه جایزه بهت بدن. جایزه من این بود که برام بخیه کنار میذاشتن
اقای مدیر - تاریخ: 1399/1/28 ساعت: 18:24
وقتی اقای مدیر تمام معادلات رو بهم میزنه.به وقت تسویه حساب ...
شکرانه - تاریخ: 1399/1/28 ساعت: 18:24
امروز روز عجیبی بود, با اینکه سخت بود اما شیرین بود, کارها تا حدودی پیش رفت. هی بقیه اصرار میکردن برو فردا بیا, هی من صبوری کردم, انگار دست غیب کارها رو پیش می برد. البته من هنوز فارغ التحصیل نشدم, یک هفته دیگه باید پیگیری کنم ببینم نمره هام چک شد یا نه و بعد از اون برم ببینم چه باید کنم. پایان نامه...
به وقت تسویه - تاریخ: 1399/1/28 ساعت: 18:24
۱۵ دقیقه مانده به ۷ صبح. من وارد ساختمان مرکزی دانشگاه میشوم, در میان تاریکی از پله ها بالا میروم, طبقه دوم توقف میکنم, مکان اشنا, بارها و بارها برای نشریه دانشجویی مراجعه کردم, کلید برق را پیدا میکنم
خوشبختی یعنی... - تاریخ: 1399/1/28 ساعت: 18:24
خوشبختی یعنی بعد ۷ سال امتحان دادن و نمره نگاه کردن, سامانه بگه حساب کاربری شما فعال نیست.چه دنیاییه ی روز ارزو داشتم دانشجوی پزشکی بشم و سامانه رو باز کنم و اسمم رو به عنوان دانشجوی پزشکی ببینم, اما الان حدود ۶ ماهه که ارزوم این بود که تموم شه.
دنیای کثیف - تاریخ: 1398/12/16 ساعت: 9:40
هر لحظه چیزایی میبینی که متوجه میشی دنیا چقدر کثیفه, دختر نوجوانی که تو تاریکی ی شب بارونی شیشه ماشین ها رو میکوبه, انگار با پتک تو سرت میکوبه و همه ی حال خوبت رو خراب میکنه, ناراحت میشی از غیرتی که ن
پایان نامه - تاریخ: 1398/12/16 ساعت: 9:40
پایان این نامه انگار خیلی طول میکشه, کارم شده, مقاله ترجمه کردن و تایپ کردن, هر بار فکر میکنم تموم شد اما تموم نمیشه. الان برم سلنیوم و سل و بیماری التهابی روده رو بنویسم ببینم چی میشه.
پست کشیک - تاریخ: 1398/12/16 ساعت: 9:40
امان از روز های پست کشیک، حدود 3 فصل هست که اکثر کشیکای من 48 ساعته ست و پست کشیک های کمتری رو در خانه میگذرانم. امروز پست کشیک 24 ساعته هستم، روحیه خوبی ندارم، با اینکه کشیک خوبی بود، تجربیات جالبی کسب کردم، از زایمان یک جنین مرده تا رفتن به اتاق عمل با پیشنهاد و حمایت استاد خوبم خانم دکتر کریمی، ا...
روزای پایانی - تاریخ: 1398/12/16 ساعت: 9:40
۲۶ روز تا پایان اینترنی ۰۰۰ازین پس پنجشنبه ها اف هستم و تنها ۴ کشیک اینترنی باقی مانده. فکرم جای اصلاح پایان نامه, در سیستان به سر می برد, در حال قطعی کردن تصمیم رفتن هستن, چند ماه دیگر خاطرات تنهایی ام در سیستان را اینجا مینویسم و برای روزهای بهتر, تلاش میکنم. برای جراح شدن و جراحی های ظریفی همچون ...
کوله بار - تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 0:04
برنامه ام این بود که کوله بار ببندم و برم از اینجا, صلاحیت بدم و دفاع کنم و این چندماه رو به پایان برسونم, اما نمیدونم چرا یهو موتورم خاموش شد, دیگه عجله ندارم, دیگه هیجان ندارم, بیخودی تب رزیدنتی دار
مسمومیت - تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 0:04
کشیک ناخواسته مسمومیت, خیلی ما رو مسموم کرد. با تمام وجود حس کردم که چقدر ضعیف شدم, اصلا طبابت رو فراموش کردم, نمیدونم ... همیشه میگفتم ندونستن بد نیست, الان انگار دیگه صبر ندارم, نمیگم بابا یاد میگیری, صبر کن تا یاد بگیری
مسمومیت2 - تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 0:04
دکتر ز در کشیک ناخواسته مسمومیت، منو تا حد شرمندگی برده. بدون آزار، بدون تهدید، بدون جنگ و بدون تبعیض خوبی میکنه، خیلی هم خوبی میکنه، درس میده و درس میگیره. همیشه آرزوم بود درس بخونم و ی آدمی بشم که بقیه کیف کنن، بود و نبودم فرق داشته باشه.
جراحی - تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 0:04
جذابیتی در جراحی هست که در هیچ جایی دیگری نیستپ ن: رزیدنت های عشقی داره, مهربون و بی ادعا